جعل و استفاده از سند مجعول به‌عنوان مقدمه بزه کلاهبرداری، فاقد مجازات مستقل است

 

تاریخ رای نهایی: 1393/09/26     شماره رای نهایی: 9309970925302103

خلاصه جریان پرونده

پرونده پیوستی حاکی از این است که آقای م. فرزند ... به اتهام کلاهبرداری و جعل و استفاده از سند مجعول به سه فقره حبس و جزای نقدی محکوم شده است. شماره دادنامه 27-10/02/93 پس از اعتراض و رسیدگی در شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر با اصلاح دادنامه و اعمال ماده 134 قانون مجازات اسلامی طی دادنامه 428-15/04/93 رأی بدوی تأییدشده است. در این مرحله وکیل محکوم‌علیه پرونده با تقدیم چهار برگ لایحه و تعدادی ضمایم درخواست تجویز اعاده دادرسی را مطرح نموده که با ثبت در دفتر دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده و در صورت لزوم در هنگام شور برای صدور رأی قرائت خواهد شد. خلاصه آن این است که: معلوم نیست چه سندی جعل‌شده؟ چه کسی آن را جعل کرده؟ در چه سالی جعل اتفاق افتاده؟ کدام کارشناس رسمی دادگستری تأیید کرده که موکل فعل جعل را مرتکب شده است؟ کجا ثابت شده موکل از جعلی بودن سند اطلاع داشته؟ چطور اثبات شده موکل با انتقال برگ وکالت‌نامه خود از سند مجعول استفاده است؟ آیا بزه جعل مقدمه کلاهبرداری نمی‌باشد؟ اگر مثبت است پس چرا برای هر بزه یک مجازات مستقل صادر شده است؟ از کجا معلوم است که خانم ص. سند جعلی به موکل تحویل نداده باشد؟ تاریخ دقیق فوت خانم ص. مشخص نیست. آیا اگر شاکی خود نیز اسنادش را به دیگری تفویض وکالت می‌نمود ایشان نیز به جرم جعل، استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری مستحق مجازات بودند؟
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای رحمانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر: «پذیرش اعاده دادرسی» در خصوص دادنامه شماره 9309972625600428-15/04/93 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد:

 
رای دیوان

نظر به این‌که در پرونده پیوستی تاریخ ارجاع شکایت به شعبه پنجم بازپرسی 08/05/91 بوده اعمال ماده 134 قانون مجازات اسلامی که موجب تعیین حداکثر مجازات‌ها شده صحیح نبوده مقررات قانون قبلی در مورد آن لازم‌الاجرا بوده است به‌علاوه این‌که جعل و استفاده از سند مجعول درحالی‌که در متن دادنامه به‌عنوان کلاهبرداری نیز محکومیت صادرشده به لحاظ این‌که مقدمات و مانور متقلبانه برای انتقال مال ‌غیر همان موارد می‌توانست باشد تعیین مجازات جداگانه برای هر سه مورد صحیح نبوده، لذا درخواست آقای ... به وکالت از آقای م. فرزند ... دایر بر تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه 428-15/04/93 صادره از شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان البرز با بندهای 5 و 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق تشخیص داده‌شده، با استناد به ماده 274 همان قانون ضمن پذیرش و قبول اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی مجدد و تجدید محاکمه به دادگاه هم‌عرض دادگاه صادرکننده رأی قطعی ارجاع می‌شود.
رئیس شعبه سی‌وهشتم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
لطیفی‌رستمی ـ رحمانی
http://ekhtekag.blogfa.com